دم عثمان‏

وَ إِنَّهُمْ لَيَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَكُوهُ، وَ دَماً هُمْ سَفَكُوهُ، فَلَئِنْ كُنْتُ شَرِيكَهُمْ فِيهِ فَإِنَّ لَهُمْ لَنَصِيبَهُمْ مِنْهُ، وَ لَئِنْ كَانُوا وَلُوهُ دُونِي، فَمَا التَّبِعَةُ إِلَّا عِنْدَهُمْ وَ إِنَّ أَعْظَمَ حُجَّتِهِمْ لَعَلَى' أَنْفُسِهِمْ، يَرْتَضِعُونَ أُمّاً قَدْ فَطَمَتْ، وَ يُحْيُونَ بِدْعَةً قَدْ أُمِيتَتْ. يَا خَيْبَةَ الدَّاعِي! مَنْ دَعَا؟وَ إِلَامَ أُجِيبَ ؟ وَ إِنِّي لَرَاضٍ بِحُجَّةِ اللَّهِ عَلَيْهِمْ وَ عِلْمِهِ فِيهِمْ.

التهديد بالحرب

‏فَإِنْ أَبَوْا أَعْطَيْتُهُمْ حَدَّ السَّيْفِ، وَ كَفَى بِهِ شَافِياً مِنَ الْبَاطِلِ، وَ نَاصِراً لِلْحَقِّ. وَ مِنَ الْعَجَبِ بَعْثُهُمْ إِلَيَّ أَنْ أَبْرُزَ لِلطِّعَانِ! وَ أَنْ أَصْبِرَ لِلْجِلَادِ! هَبِلَتْهُمُ الْهَبُولُ! لَقَدْ كُنْتُ وَ مَا أُهَدَّدُ بِالْحَرْبِ، وَ لَا أُرْهَبُ بِالضَّرْبِ وَ إِنِّي لَعَلَى يَقِينٍ مِنْ رَبِّي، وَ غَيْرِ شُبْهَةٍ مِنْ دِينِي‏.(صبحى صالح، خطبه  22، صفحه‏ ى 64)


ترجمه فارسی خطبه 22  نهج البلاغه

آگاه باشيد، كه شيطان حزب خود را بر انگيخته و سپاه خويش بسيج كرده، تابار ديگر، ستم در جای خود مستقر گردد و باطل به جايگاه خود بازگردد. به خدا سوگند، هر چه كوشيدند منكری از من نديدند ولى ميان من و خود به انصاف داوری نكردند. از من حقی را می‏ طلبند كه خود آن را واگذاشته‏ اند و خونى را می‏ خواهند كه خود ريخته‏ اند  اگر می‏ گويند كه من در ريختن آن خون شريكشان بوده‏ ام، مگر نه اين است كه آنها را در آن نصيبى بوده است و اگر آنان خود بتنهايى آن خون ريخته‏ اند، پس جز آنها كسی گناهكار نخواهد بود و به كيفر آن دچارند. هر دليل كه بياورند، به زيان خود آنهاست. از مادری شير می خواهند كه پستانش خشكيده است و می‏ خواهند بدعتى را زنده كنند كه‏ ديگر مرده است. چه نوميد است اين دعوت كننده كيست آنكه فرا می‏ خواند و به چه چيز بايد پاسخ داد به هر چه خداوند ميان من و ايشان داوری كند، بدان خشنودم، كه او به كردارهای ايشان آگاه است. اگر سر بر تابند شمشيرتيز حواله شان كنم، كه شمشير درمان باطل است و ياريگر حق. شگفت در اين است كه مرا به آوردگاه می خوانند و می‏خواهند كه در نبرد پای بفشرم. مادرانشان در سوگشان بگريند. هيچگاه كسی نتوانسته مرا از تهديد به جنگ بترساند يا از ضرب شمشير به وحشت افكند. زيرا من در ايمان به خدا به مرز يقين رسيده‏ ام و هرگز در دين خود شبهه نياورم.

( ترجمه‏ نهج‏ البلاغه (آيتى)، صفحه‏ ى 73)

ترجمه فارسی خطبه ی22 نهج البلاغه

آگاه باشيد که شيطان يارانش را برانگيخت، و فرمانبرانش را فراخواند، تا ستم به جاهای خود برگردد، وباطل به اصلش بازگشت کند. به خدا سوگند نه به گناهی بر من عيب گرفتند، ونه دادگری را ميان من وخودشان قراردادند. وآنان حقّی را می جويند که خود آن را ترک کردند، وخونی را خواهانند که خود آن را ريختند: اگر من با آنان درآن شريک بوده ام پس سهمشان را ازآن دارند، واگر بدون من مرتکب ِآن شده اند، مسئوليّتش جُزبه عهده ی آنان نيست. و بزرگترين دليلشان به زيان خودشان است، از مادری شير می مکند که بچّه اش را از شير گرفته است، وبدعتی را زنده می کنند که مرده است. ای نوميدی دعوت کننده! چه کسی خواند؟ و به چه پاسخ داده شد؟ ومن به برهان خدا وند بر ضدِّ آنان وعلم اودرباره ی ایشان خشنودم. پس اگرنپذيرفتند تيزی شمشير را  به ايشان خواهم داد، وآن برای درمان از باطل، وياوری حقّ کافی است. وشگفت پيغامشان به من است که برای جنگ حاضر شوم، ودر نبرد بردبار باشم. فرزند مرده بر آنان بگريد! تاکنون هرگز با جنگ تهديد نشده، و با شمشير ترسانيده نشده ام. ومن بر يقينی از جانب پروردگارم، وبدون شُبهه ای در دينم هستم. (فرشته زهرا بصراوی نهج البلاغه آموزشی جلد اوّل ص30 و31 )