اسناد لغت و اعراب خطبه 127

اللّغه

ابى-  يابى-  بمعنى-  منع-  ضلّ-  يضلّ-  ضلالا-  گمراهى- عوائق-  جمع-  عاتقه-  شانه-  برء-  يبرء-  برء-  برائة-  بيزارى-  سقم-  يسقم-  سقما-  مرض-  ناخوشى-  اذنب-  يذنب-  اذنابا-  ذنب-  يذنب-  ذنبا زنى-  يزني-  ورّثه-  توريثا-  احصن-  احصانا-  حصن-  يحصن-  حصنا-  متين-  محكم احصن الرّجل-  وقتى كه تزويج كرد-  شوهر كرد-  جلّد-  تجليدا-  جلّدت الجانى-  با تازيانه زدم في‏ء-  بيت المال نكح-  ينكح نكاحا-  مرامى-  جمع مرمى 

 

معنی فارس الفاظ خطبه 127 نهج البلاغه

 

«يُبَيِّنُ» = [فعل مضارع باب تفعيل، بيان می کند] «بَيَّنَ تَبييناً الشَّیءُ: آن چيز آَشکار و روشن شد. ـ الشّیءَ: آن چيز را آشکار گردانيد. (لاروس، ج1، ص504)

«أحكام» = [جمع مکسّر حُکم، داوری ها] الحُکم: مصدر و ـ : قضا. داوری. قضاوت. دادرسی. ـ : حکومت. کشور داری. ـ : حکمت. ـ دانش. ج: أحکام. (لاروس، ج1، ص852)

«يَكشِفُ» = [فعل مضارع، ثلاثی مجرد، برطرف می سازد] کَشَفَ ـِ کَشفاً الشَّیءَ: آن چيز را آشکار و برهنه ساخت و سرپوش از آن برداشت. (لاروس، ج2، ص1716)

 

 

متن و ترجمه خطبه 127 نهج البلاغه

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحيمِ

وَ مِن كَلامٍ لَهُ (عَلَيهِ‏السَّلامُ)

وَ فِيهِ يُبَيِّنُ بَعضُ أحكامِ الدِّينِ وَ يَكشِفُ لِلخَوَارِجِ الشُّبَهةَ وَ يَنقُضُ حُكمَ الحَكَمَينِ

فَإِنْ أَبَيْتُمْ إِلَّا أَنْ تَزْعُمُوا أَنِّي أَخْطَأْتُ وَ ضَلَلْتُ فَلِمَ تُضَلِّلُونَ عَامَّةَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (صَلَّى‏ اللُه‏ عَلَيهِ‏ وَ آلِهِ) بِضَلَالِي وَ تَأْخُذُونَهُمْ بِخَطَئِي وَ تُكَفِّرُونَهُمْ بِذُنُوبِي سُيُوفُكُمْ عَلَى عَوَاتِقِكُمْ تَضَعُونَهَا مَوَاضِعَ الْبُرْءِ وَ السُّقْمِ وَ تَخْلِطُونَ مَنْ أَذْنَبَ بِمَنْ لَمْ يُذْنِبْ 

سخنى از آن حضرت (ع)

خطاب به خوارج

اگر گمان آن داريد كه من خطا كرده ‏ام و گمراه شده‏ ام، پس به چه سبب همه امّت محمّد (صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) را به گمراهى من،گمراه مى‏ شمريد و آنان را به خطايى كه من كرده‏ ام، بازخواست مى‏ نماييد و به گناهى كه من مرتكب شده‏ ام به كفر نسبت مى‏ دهيد شمشيرهاى خود را بر دوش نهاده، بر سر بيگناه و گناهكار فرود مى‏ آوريد و گناهكار و بيگناه را با هم در مى‏ آميزيد.

شرح خطبه 100 نهج البلاغه

 شرح ‏نهج ‏البلاغه(مدرس‏ وحيد)، ج 7    ، صفحه‏ ى 16

و من خطبة له عليه السّلام 99

القسم الأول

الحمد للّه النّاشر فى الخلق فضله، و الباسط فيهم بالجود يده، نحمده فى جميع اموره، و نستعينه على رعاية حقوقه، و نشهد ان لا اله غيره، و انّ محمّدا عبده و رسوله، ارسله بامره صادعا، و بذكره ناطقا، فادّى امينا، و مضى رشيدا، و خلّف فينا راية الحقّ من تقدّمها مرق، و من تخلّف عنها زهق، و من لزمها لحق، دليلها مكيث الكلام، بطى‏ء القيام، سريع اذا قام فاذا أنتم النتم له رقابكم، و اشرتم اليه باصابعكم جاءه الموت فذهب به، فلبثتم بعده ما شاء اللّه حتّى يطلع اللّه لكم من يجمعكم و يضمّ نشركم، فلا تطمعوا فى غير مقبل، و لا تياسوا من مدبر، فانّ المدبر عسى ان تزلّ به احدى قائمتيه، و تثبت الأخرى، فترجعا حتّى تثبتا جميعا، الا انّ مثل آل محمّد، صلّى اللّه عليه و آله، كمثل نجوم السّمآء اذا خوى نجم طلع نجم، فكانّكم قد تكاملت من اللّه فيكم الصّنايع، و اراكم ما كنتم تأملون،

معنی فارسی الفاظ خطبه 100 نهج البلاغه

معنی فارسی لغات خطبه 100 نهج البلاغه

«النَّاشِرِ» = نَشَرَ ـُ نُشوراً ت الارضُ: به زمین بارانهای بهاری رسید و آن را رویانید.  ـ ـُ نَشراً الثّوبَ: پارچه را گسترد. الخبرَ: خبر را پراکند. ـ الشّیءَ: آن چیز را پراکند. (لاروس، ج2، ص 2046) [اسم فاعل، ثلاثی مجرّد، مفرد، مذکّر، نَشَرَ، معرفه]

«الْبَاسِطِ» = بَسَطَ ـُ بَسطاً الشیءَ: آن چیز را گسترانید و فراخ کرد.  ـ یدَه:دست خود را دراز کرد یا باز نمود. یَدَه فی الإنفاق: دست خود را در خرج گشود و از حدّ اقتصاد و میانه روی در گذشت. النعمةَ: نعمت را فراخ گردانید. (لاروس،ج1،ص458) [اسم فاعل، ثلاثی مجرّد، مفرد، مذکّر، بَسَطَ، معرفه، گشاینده، گستراننده]

متن و ترجمه خطبه 100 نهج البلاغه

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیِم

متن خطبه ی 100 نهج البلاغه

و من خطبة له ( عليه‏ السلام  ) في رسول اللّه و أهل بيته‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ النَّاشِرِ فِي الْخَلْقِ فَضْلَهُ، وَ الْبَاسِطِ فِيهِمْ بِالْجُودِ يَدَهُ، نَحْمَدُهُ فِي جَمِيعِ أُمُورِهِ وَ نَسْتَعِينُهُ عَلَى رِعَايَةِ حُقُوقِهِ وَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ غَيْرُهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِأَمْرِهِ صَادِعاً وَ بِذِكْرِهِ  نَاطِقاً فَأَدَّى أَمِيناً وَ مَضَى رَشِيداً وَ خَلَّفَ فِينَا رَايَةَ الْحَقِّ  مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زَهَقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ دَلِيلُهَا مَكِيثُ الْكَلَامِ  بَطِي‏ءُ الْقِيَامِ سَرِيعٌ إِذَا قَامَ فَإِذَا أَنْتُمْ أَلَنْتُمْ لَهُ رِقَابَكُمْ وَ أَشَرْتُمْ إِلَيْهِ بِأَصَابِعِكُمْ جَاءَهُ الْمَوْتُ فَذَهَبَ بِهِ فَلَبِثْتُمْ بَعْدَهُ مَا شَاءَ اللَّهُ حَتَّى يُطْلِعَ اللَّهُ لَكُمْ مَنْ يَجْمَعُكُمْ وَ يَضُمُّ نَشْرَكُمْ فَلَا تَطْمَعُوا فِي غَيْرِ مُقْبِلٍ وَ لَا تَيْأَسُوا مِنْ مُدْبِرٍ فَإِنَّ الْمُدْبِرَ عَسَى أَنْ تَزِلَّ بِهِ إِحْدَى قَائِمَتَيْهِ وَ تَثْبُتَ الْأُخْرَى فَتَرْجِعَا حَتَّى تَثْبُتَا جَمِيعاً أَلَا إِنَّ مَثَلَ آلِ مُحَمَّدٍ ( صلى‏ الله‏ عليه‏ وآله )كَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ إِذَا خَوَى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ فَكَأَنَّكُمْ قَدْ تَكَامَلَتْ مِنَ اللَّهِ فِيكُمُ الصَّنَائِعُ وَ أَرَاكُمْ مَا كُنْتُمْ تَأْمُلُونَ .

(صبحى صالح، خطبه  100،ج1، صفحات 145و 146)

 

ترجمه فارسی خطبه 100 نهج البلاغه

خطبه‏ اى از آن حضرت (ع)

حمد و سپاس خداوندى را، كه فضل و احسانش را در ميان آفريدگان پراكنده است. و دست جود و سخا بر آنان گشاده. در هر كار كه كند سپاسگزارش هستيم و براى اداى حقوق او، از او يارى مى‏ جوييم. شهادت مى‏ دهيم كه خدايى جز او نيست و محمد (صلى اللّه عليه و آله) بنده او و پيامبر اوست. او را به رسالت فرستاد تا به فرمان او باطل را درهم شكند  و به ياد او زبان گشايد. محمد (ص) وظيفه پيامبرى خويش، در عين امانت، ادا كرد و با رستگارى جهان را وداع گفت و پرچم حق را در ميان ما نهاد. هر كه از آن پيشى جويد از دين به در رود و هر كه از آن واپس ماند، تباه شود و هر كه همراه او گام بردارد همراه رستگارى باشد. گيرنده و برنده آن پرچم با انديشه و تأنّى سخن گويد و در انجام دادن كارها درنگ كند و چون برخيزد، سريع، به كار پردازد. در آن هنگام، كه بر فرمان او گردن نهاده‏ ايد و او را به انگشت به يكديگر نشان مى‏ دهيد، مرگش در رسد و شما پس از او تا آن گاه كه مشيت خدا باشد، بمانيد. آن گاه خداوند كسى را كه پراكندگان را گرد آورد و به هم پيوندد، بر شما آشكار سازد. پس در آنكه دست به كارى نمى‏ زند، طعن مزنيد و از آنكه از شما روى در پوشيده، نوميد مشويد. اى بسا كه يك پاى در كار نبود و پاى ديگر بر جاى ثابت ماند و پس از چندى هر دو پاى درست شود و به كار افتد. بدانيد كه آل محمد (ص) همانند ستارگان  آسمان‏اند. چون ستاره‏ اى غروب كند، ستاره ديگر بردمد. گويى خداوند نيكيهاى خود را در حق شما به كمال رسانيده است و آنچه را كه در آرزويش مى‏ بوديد به شما نشان داده است.

(ترجمه‏ نهج‏ البلاغه(آيتى)،خطبه ی 99، صفحه‏ ى 223)