للّغه

و عثاء السّفر-  مشقتّه-  اصل-  وعث-  عبارت است از مكان سهل-  و ريك زار كه قدم در آنجا غايب مى‏شود-  مشكل مى‏شود در آن مشى و رفتار-  وعث-  سخت شد وعث الطريق كابه-  حزن-  اندوه-  كأب-  يكئاب-  كأبة-  مهموز العين-  منقلب-  مصدر ميمى است از-  انقلاب-  بمعنى برگشت-  سوء منظر-  نظاره گاه بد، نظر-  از باب-  ضرب-  علم-  نظر-  منظر-  منظره-  نظران-  استخلف استخلافا-  استصحب استصحابا- 

الأعراب

اللّهمّ-  منادى-  حرف نداء حذف شده و ميم زايد شده-  جمله-  دعائيّه همچنين است-  اللّهمّ انت الصّاحب-  انت-  مبتداء-  الصّاحب-  خبرفى السّفر-  متعلّق است به-  الصّاحب-  انت-  مبتداء-  الخليفه-  خبر-  لا يجمعها غيرك-  جمله مستانفه- 

المعنى

اللّهمّ انّى اعوذ بك من وعثاء السّفر-  خداوند همانا پناه مى‏برم بتو از مشقّت سفر-  و كأبة المنقلب-  و از غصّه و اندوه برگشت بوطن-  و سوء المنظر فى الأهل و الولد-  و از نگاه‏هاى بد كه موجب ملال خاطر مى‏شود در اهل و مال اللّهمّ انت الصّاحب فى السّفر-  خداوندا توئيكه همراه سفر كنندگانى و انت الخليفة فى الأهل-  و توئيكه خليفه و پرستار اهل مسافرانى و لا يجمعها غيرك-  جمع اين دو ميسر نيست بغير از تو بكسى مصاحبت و خليفه اهل-  لأنّ المستخلف لا يكون مستصحبا-  زيرا كه) خليفه و جانشين همراه نتواند شد و المستصحب لا يكون مستخلفا-  و همراه و مصاحب نتواند جانشين و خليفه باشد، امّا خداوند سبحان منزّه از زمان و مكان-  و جسم و جسمانيّت-  مصاحب مسافر است-  و خليفه مواطن-  مع كلّشى‏ء لا بمصاحبة و غير كلّ شي‏ء لا بمفارق

مستدركات خطبة 46

سيّدنا الرّضى-  گفته: ابتداء اين كلام روايت شده از پيامبر اكرم ص و امير المؤمنين ع تتميم كرده به بهترين تمام و آن-  و لا يجمعها غيرك-  إلخ و اين دعا را امير المؤمنين ص وقتى كه پا بركاب نهاد از كوفه بصفّين متوجّه شام شده بجنگ معويه-  وقتى كه سوار مركبش شده-  گفت: سبحان الّذى سخّر لنا هذا و ما كنّا له مقرنين-  و انّا الى ربّنا لمنقلبون-  اللّهمّ انّى اعوذ بك من وعثاء السّفر-  إلخ در بعض نسخه-  در آخر دعا-  و من الحيرة بعد اليقين- 

فضل دعا

بدانكه-  دعا از بزرگترين عبادات است و بهترين وسيله استعصام است از آفات و اعظم سبب است باستنزال خيرات و فضلش معلوم است عقلا و نقلا امّا-  عقل بتحقيق دفع ضرر از نفس با قدرت و توانائى واجب است و حصول ضرر بديهى الوقوع است در دنيا-  زيرا كه-  هيچ انسانى از تشويش نفسانى خالى نمى‏باشد كه موجب اشتغال عقل و ضرر باشد و اسباب تشويش خاطر يا داخلى است مانند عوارض عارضه بنفس از مرض-  يا از خارج است مانند غلبه ظالم-  يا حوادث دهر-  و اگر بر فرض خالى از همه باشد-  لا بدّ محتمل الوقوع ميباشد-  زيرا كه دنيا خانه حوادث و عوارض است-  دنيا در يك حال نبوده-  كه صولت دهر يا حاضر بالفعل است-  يا بالقوّه و محتمل-  و على اىّ حال واجبست‏ دفع و رفع آن در صورت و فرض امكان-  و دعاء بهترين وسيله است به دفع و رفع آن و مقدور است بهمگان-  پس واجبست دعا و توسّل و از اينست بزرگان و هاديان دين باين تنبيه نموده‏اند-  و گفته‏اند: هيچ كس و گرفتاران بلاء اگر چه بلايش عظيم باشد (احقّ و الزم نيست بدعا-  از سالمان در عافيت زيسته‏گان كه ايمن از وقوع بالا نيست-  دعا يا رفع بلاء حاصل مى‏نمايد يا دفع سوء و شرّ نازل-  يا تقرير خير موجود يا مسئلت نفع مقصود، و آيات و اخبار مستفيض است-  امّا-  الايات وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ-  دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ-  (پيامبر گرامى) زمانى كه بپرسند از تو بندگان من مرا-  بتحقيق من نزديكم به بندگانم-  اجابت مى‏نمايم دعوت كنندگان را وقتى كه مرا دعوت بكند پس طلب اجابت مى‏نمايند مرا-  و با ايمان باشند بمن-  اميد است كه رشاد يابند-  (احمد بن فهد حلّى) در عدّة الداعى گفته: اين آيه افاده مى‏نمايد امورى را 1-  خداوند متعال بندگانش را تحريص و ترغيب مى‏نمايد بمسألت-  (اذا سألك 2-  غايت عنايت خداوند بمسارعه جواب بندگانش-  بدون وساطه كه مى‏فرمايد: وَ إِذا بلا واسطه قُلْ لَهُمْ انّى قَريبٌ-3 - جواب را با-  فاء-  بيان نموده-  فانّى قريب-  كه مقتضى اتصّال است بدون تاخير-  4-  مشرّف نموده ردّ جواب دعا را-  بنفس و ذات كريمش (اجيب) كمال منزلت و شرف دعا در پيشگاهش، (باقر-  عليه السّلام) گفته: از دعا خسته مباش (زيرا كه) مكانت دعا عظيم است 5-  اين آيه كريمه دلالت دارد باين كه خداوند سبحان را مكان نيست زيرا كه مى‏گويد: فانّى قريب بهمگان نزديك است-  در صورت فرض مكان نزديكى متفاوت ميباشد-  6-  امر فرموده بندگان را بدعاء كه مى‏فرمايد: فَلْيَسْتَجيبُوا لى-  يعنى مرا بخوانند 7-  و امر فرموده-  بايمان-  فليؤمنوا بى-  يعنى مطمئنّ باشند و بتحقيق بدانند كه من قادرم به بر آوردن حوايج-  و در اين كلمه كريمه دو فائده ديگر است-  1-  اعلام نموده بندگان را با ثبات صفت قدرة و گشايش و رجا و اميد بوصول حاجات و بلوغ مراد (زيرا كه) انسان وقتى كه بداند-  طرف معامله و معاوضه تواناست بدفع عوض-  راغب بمعامله و معارضه مى‏شود همچنان كه در صورت علم به ناتوانى و عجز طرف معامله بى رغبت و بى ميل ميباشد بمعامله-  8-  بشارت داده به رشاد داعيان-  يعنى مژده داده باجابت دعا-  لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ-  و صادق عليه السّلام) گفته: هر كه آرزو بنمايد خيرى را كه مر خداى را در آن رضايت است خارج نمى‏باشد از دنيا مگر اين كه خدايش عطا فرمايد-  و فرموده اذا دَعَوْتَ فَظُنَّ حَاجَتَكَ بالبابِ-  وقتى كه دعا كردى بدانكه-  حاجتت در باب است-  بدانكه-  دعاء از مقتضيات و شرايط است-  مستلزم اقتران بشرايط ديگر در صورت اجتماع-  و فقدان موانع-  مقبول-  از جمله شرايط-  صفا و خلوص داعى و تمام انقطاع و دلبستگى بخداوند متعال-  چنانكه در آيه كريمه اشاره شد-  وَلْيُؤْمِنوُا بى-  (شارح بحرانى) در شرح نهج-  در اين مقام فرموده: سبب اجابة دعا-  توافى اسباب است-  يعنى دعاء كه يكى از اسباب است توافى بنمايد با ساير اسباب وجود با حكمت الهيّه على ما قدّر و قضى-  گفته: دعا واجب است و توّقع اجابة واجب-  زيرا كه-  سبب انبعاث بدعا-  از حكمت خداوند است كه عنايت الهى شامل حال بنده شده-  و در قلب انسانى ميل و رغبت دعا منبعث مى‏شود-  و اين انبعاث دعا گوئى در دعا-  يكى از اسباب اجابت و موافاة دعا بحدوث امر مدّعو ميباشد و اگر دعاء كسى مستجاب نشود-  اگر چه در نظر داعى نافع باشد سبب عدم اجابت غاية نافعه در نظر داعى نسبت بنظام كلّ غير نافع-  و بلكه نسبت بمراد خويش هم نافع نيست-  اگر چه داعى نافع پندارد-  و از اينست-  كه اجابت دعا متاخّر ميباشد-  و بدانكه-  نفس زكيّه را گاهى افاضه مى‏شود قوّه‏ايكه مؤثّر در عناصر ميباشد و عناصر مطاوع آن قوّه ميباشد كه بحسب اراده تصرّف مى‏نمايد، و اين تصرّف و مطاوعه اجابت دعا ميباشد-  زيرا كه-  عناصر موضوع است به فعل نفس-  و اين روشن مى‏شود-  در بدن خود داعى-  مثلا گاهى چيزى را خيال مى‏كنيم بحسب مقتضى نفوس و تخيّلات نفسانى-  بدن انسانى متغيّر مى‏شود همچنان كه نفس و خيال در بدن خود شخص مؤثّر است و موجب تغيّر بدن همچنان نفوس قويّه مؤثّر در غير ديگران ميباشد و خداوند متعال دعاء اين نفس را در ديگران قبول مى‏نمايد-  زمانى كه دعاء بحسب نظام كلّ-  نافع باشد اقول: از اينست تصرّف و تأثير-  دعاء و نفس پيشوايان در اركان عالم و از اينست معجزات انبياء و اوصياء و كرامات اولياء از اينست تسبيح (حصى) سنگريزه در دست مبارك پيامبر ص-  و آمدن درخت و برگشت درخت بامر پيامبر خدا ص و همچنين-  شقّ-  پاره شدن-  قمر-  اقترب السّاعة و انشقّ القمر و امر امام عليه السّلام) بنقش و صورت در پرده-  يا اسد اللّه خذ عدوّ اللّه و ما را مجموعه‏ايست-  شرح دعاء مكارم الاخلاق-  رجوع شود بآن آيات و اخبار در آنجا ذكر شده- 

 

                         )شرح‏ نهج‏ البلاغه(مدرس‏ وحيد)، ج 4 ، صفحه‏ ى18- )24