شرح اسناد خطبه 46
و عثاء السّفر- مشقتّه- اصل- وعث- عبارت است از مكان سهل- و ريك زار كه قدم در آنجا غايب مىشود- مشكل مىشود در آن مشى و رفتار- وعث- سخت شد وعث الطريق كابه- حزن- اندوه- كأب- يكئاب- كأبة- مهموز العين- منقلب- مصدر ميمى است از- انقلاب- بمعنى برگشت- سوء منظر- نظاره گاه بد، نظر- از باب- ضرب- علم- نظر- منظر- منظره- نظران- استخلف استخلافا- استصحب استصحابا-
الأعراب
اللّهمّ- منادى- حرف نداء حذف شده و ميم زايد شده- جمله- دعائيّه همچنين است- اللّهمّ انت الصّاحب- انت- مبتداء- الصّاحب- خبرفى السّفر- متعلّق است به- الصّاحب- انت- مبتداء- الخليفه- خبر- لا يجمعها غيرك- جمله مستانفه-
المعنى
اللّهمّ انّى اعوذ بك من وعثاء السّفر- خداوند همانا پناه مىبرم بتو از مشقّت سفر- و كأبة المنقلب- و از غصّه و اندوه برگشت بوطن- و سوء المنظر فى الأهل و الولد- و از نگاههاى بد كه موجب ملال خاطر مىشود در اهل و مال اللّهمّ انت الصّاحب فى السّفر- خداوندا توئيكه همراه سفر كنندگانى و انت الخليفة فى الأهل- و توئيكه خليفه و پرستار اهل مسافرانى و لا يجمعها غيرك- جمع اين دو ميسر نيست بغير از تو بكسى مصاحبت و خليفه اهل- لأنّ المستخلف لا يكون مستصحبا- زيرا كه) خليفه و جانشين همراه نتواند شد و المستصحب لا يكون مستخلفا- و همراه و مصاحب نتواند جانشين و خليفه باشد، امّا خداوند سبحان منزّه از زمان و مكان- و جسم و جسمانيّت- مصاحب مسافر است- و خليفه مواطن- مع كلّشىء لا بمصاحبة و غير كلّ شيء لا بمفارق
مستدركات خطبة 46
سيّدنا الرّضى- گفته: ابتداء اين كلام روايت شده از پيامبر اكرم ص و امير المؤمنين ع تتميم كرده به بهترين تمام و آن- و لا يجمعها غيرك- إلخ و اين دعا را امير المؤمنين ص وقتى كه پا بركاب نهاد از كوفه بصفّين متوجّه شام شده بجنگ معويه- وقتى كه سوار مركبش شده- گفت: سبحان الّذى سخّر لنا هذا و ما كنّا له مقرنين- و انّا الى ربّنا لمنقلبون- اللّهمّ انّى اعوذ بك من وعثاء السّفر- إلخ در بعض نسخه- در آخر دعا- و من الحيرة بعد اليقين-
فضل دعا
بدانكه- دعا از بزرگترين عبادات است و بهترين وسيله استعصام است از آفات و اعظم سبب است باستنزال خيرات و فضلش معلوم است عقلا و نقلا امّا- عقل بتحقيق دفع ضرر از نفس با قدرت و توانائى واجب است و حصول ضرر بديهى الوقوع است در دنيا- زيرا كه- هيچ انسانى از تشويش نفسانى خالى نمىباشد كه موجب اشتغال عقل و ضرر باشد و اسباب تشويش خاطر يا داخلى است مانند عوارض عارضه بنفس از مرض- يا از خارج است مانند غلبه ظالم- يا حوادث دهر- و اگر بر فرض خالى از همه باشد- لا بدّ محتمل الوقوع ميباشد- زيرا كه دنيا خانه حوادث و عوارض است- دنيا در يك حال نبوده- كه صولت دهر يا حاضر بالفعل است- يا بالقوّه و محتمل- و على اىّ حال واجبست دفع و رفع آن در صورت و فرض امكان- و دعاء بهترين وسيله است به دفع و رفع آن و مقدور است بهمگان- پس واجبست دعا و توسّل و از اينست بزرگان و هاديان دين باين تنبيه نمودهاند- و گفتهاند: هيچ كس و گرفتاران بلاء اگر چه بلايش عظيم باشد (احقّ و الزم نيست بدعا- از سالمان در عافيت زيستهگان كه ايمن از وقوع بالا نيست- دعا يا رفع بلاء حاصل مىنمايد يا دفع سوء و شرّ نازل- يا تقرير خير موجود يا مسئلت نفع مقصود، و آيات و اخبار مستفيض است- امّا- الايات وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ- دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ- (پيامبر گرامى) زمانى كه بپرسند از تو بندگان من مرا- بتحقيق من نزديكم به بندگانم- اجابت مىنمايم دعوت كنندگان را وقتى كه مرا دعوت بكند پس طلب اجابت مىنمايند مرا- و با ايمان باشند بمن- اميد است كه رشاد يابند- (احمد بن فهد حلّى) در عدّة الداعى گفته: اين آيه افاده مىنمايد امورى را 1- خداوند متعال بندگانش را تحريص و ترغيب مىنمايد بمسألت- (اذا سألك 2- غايت عنايت خداوند بمسارعه جواب بندگانش- بدون وساطه كه مىفرمايد: وَ إِذا بلا واسطه قُلْ لَهُمْ انّى قَريبٌ-3 - جواب را با- فاء- بيان نموده- فانّى قريب- كه مقتضى اتصّال است بدون تاخير- 4- مشرّف نموده ردّ جواب دعا را- بنفس و ذات كريمش (اجيب) كمال منزلت و شرف دعا در پيشگاهش، (باقر- عليه السّلام) گفته: از دعا خسته مباش (زيرا كه) مكانت دعا عظيم است 5- اين آيه كريمه دلالت دارد باين كه خداوند سبحان را مكان نيست زيرا كه مىگويد: فانّى قريب بهمگان نزديك است- در صورت فرض مكان نزديكى متفاوت ميباشد- 6- امر فرموده بندگان را بدعاء كه مىفرمايد: فَلْيَسْتَجيبُوا لى- يعنى مرا بخوانند 7- و امر فرموده- بايمان- فليؤمنوا بى- يعنى مطمئنّ باشند و بتحقيق بدانند كه من قادرم به بر آوردن حوايج- و در اين كلمه كريمه دو فائده ديگر است- 1- اعلام نموده بندگان را با ثبات صفت قدرة و گشايش و رجا و اميد بوصول حاجات و بلوغ مراد (زيرا كه) انسان وقتى كه بداند- طرف معامله و معاوضه تواناست بدفع عوض- راغب بمعامله و معارضه مىشود همچنان كه در صورت علم به ناتوانى و عجز طرف معامله بى رغبت و بى ميل ميباشد بمعامله- 8- بشارت داده به رشاد داعيان- يعنى مژده داده باجابت دعا- لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ- و صادق عليه السّلام) گفته: هر كه آرزو بنمايد خيرى را كه مر خداى را در آن رضايت است خارج نمىباشد از دنيا مگر اين كه خدايش عطا فرمايد- و فرموده اذا دَعَوْتَ فَظُنَّ حَاجَتَكَ بالبابِ- وقتى كه دعا كردى بدانكه- حاجتت در باب است- بدانكه- دعاء از مقتضيات و شرايط است- مستلزم اقتران بشرايط ديگر در صورت اجتماع- و فقدان موانع- مقبول- از جمله شرايط- صفا و خلوص داعى و تمام انقطاع و دلبستگى بخداوند متعال- چنانكه در آيه كريمه اشاره شد- وَلْيُؤْمِنوُا بى- (شارح بحرانى) در شرح نهج- در اين مقام فرموده: سبب اجابة دعا- توافى اسباب است- يعنى دعاء كه يكى از اسباب است توافى بنمايد با ساير اسباب وجود با حكمت الهيّه على ما قدّر و قضى- گفته: دعا واجب است و توّقع اجابة واجب- زيرا كه- سبب انبعاث بدعا- از حكمت خداوند است كه عنايت الهى شامل حال بنده شده- و در قلب انسانى ميل و رغبت دعا منبعث مىشود- و اين انبعاث دعا گوئى در دعا- يكى از اسباب اجابت و موافاة دعا بحدوث امر مدّعو ميباشد و اگر دعاء كسى مستجاب نشود- اگر چه در نظر داعى نافع باشد سبب عدم اجابت غاية نافعه در نظر داعى نسبت بنظام كلّ غير نافع- و بلكه نسبت بمراد خويش هم نافع نيست- اگر چه داعى نافع پندارد- و از اينست- كه اجابت دعا متاخّر ميباشد- و بدانكه- نفس زكيّه را گاهى افاضه مىشود قوّهايكه مؤثّر در عناصر ميباشد و عناصر مطاوع آن قوّه ميباشد كه بحسب اراده تصرّف مىنمايد، و اين تصرّف و مطاوعه اجابت دعا ميباشد- زيرا كه- عناصر موضوع است به فعل نفس- و اين روشن مىشود- در بدن خود داعى- مثلا گاهى چيزى را خيال مىكنيم بحسب مقتضى نفوس و تخيّلات نفسانى- بدن انسانى متغيّر مىشود همچنان كه نفس و خيال در بدن خود شخص مؤثّر است و موجب تغيّر بدن همچنان نفوس قويّه مؤثّر در غير ديگران ميباشد و خداوند متعال دعاء اين نفس را در ديگران قبول مىنمايد- زمانى كه دعاء بحسب نظام كلّ- نافع باشد اقول: از اينست تصرّف و تأثير- دعاء و نفس پيشوايان در اركان عالم و از اينست معجزات انبياء و اوصياء و كرامات اولياء از اينست تسبيح (حصى) سنگريزه در دست مبارك پيامبر ص- و آمدن درخت و برگشت درخت بامر پيامبر خدا ص و همچنين- شقّ- پاره شدن- قمر- اقترب السّاعة و انشقّ القمر و امر امام عليه السّلام) بنقش و صورت در پرده- يا اسد اللّه خذ عدوّ اللّه و ما را مجموعهايست- شرح دعاء مكارم الاخلاق- رجوع شود بآن آيات و اخبار در آنجا ذكر شده-
)شرح نهج البلاغه(مدرس وحيد)، ج 4 ، صفحه ى18- )24