شرح نهج البلاغه خطبه 50
«اللّغه»
بدء- يبدء- بدء- اوّل- ابتداء- ابتدا- بدأت الشيء- انشاته فتن- بكسر- فاء- جمع- فتنه- آشوب- اختبار- امتحان- فتنت الذّهب طلا را به آتش انداختم تا به جودتش بنگرم و غالبا استعمال مىشود- بمعنى اختبار و امتحان- اموالكم و اولادكم فتنة- و استعمال شده در اثم- كفر- ضلال بدع- يبدع- بدعا- ابتدع- ابتدعا- بدعة اسم است سپس- اصطلاح شده بزياده و نقصان در شرع- توّلى- يتوّلى- توّليا- بمعنى- اتباع- و پيروى مزج- يمزج- مزجا- مزاج- ما يمزج به ارتاد- يرتاد- ارتيادا- بمعنى طلب- مرتاد- بمعنى- طالب- ضغث- قبضه حشيش مختلط از خشك و تر- و يقال- ملاء الكفّ من قضبان او حشيش او شماريخ- نجى- ينجو- نجاة-
«الأعراب»
انّما- كلمه حصر- بدء- اضافه شده بوقوع- و انهم- اضافه شده به- الفتن- مبتداء- اهواء- خبرش- تتبّع- مجهول است- و- تبتدع- مجهول- محلّا- مرفوعند بصفتيه هواء- يخالف فيها كتاب اللّه- يتولّى عليها رجال رجالا على غير دين اللّه- جمله حاليه- از- رجال- اى يتوّلى عليها رجال حالكونهم على غير دين اللّه فاء- فلو- فصيّحيه- لو- حرف شرط- خلصت جمله شرطيه- انقطعت- جوابش- من مزاج الحقّ- بيانيّه-
«المعنى»
بدانكه- مقصود از اين خطبه كريمه- توبيخ پيروان هواء و آراء مضلّه و مخالفت كتاب اللّه و عدول از صراط مستقيم است، انّما بدء وقوع الفتن أهواء تتبّع- همانا سر آغاز و اوّل حدوث فتنهها پيروى هوا و هوس است، و احكام تبتدع- و حكمهاى بدعتى و احداثى است كه احداث مىشود يخالف فيها كتاب اللّه- كه مخالف كتاب الهى است (چه) احكام حادثه- خارج از كتاب اللّه و سنّت پيامبرى استزيرا كه چنانكه در شرح لغات دانسته شد بدعت عبارت است از ادخال آنچه از دين نيست بدين- پس لابد مخالف كتاب اللّه مىشود- و يتولّى فيها رجال رجالا على غير دين اللّه- و پيروى كردند در آن بدعتها مردانى كه مايل آراء باطلهاند مردانى را كه در دين خدا نيست و مخالف كتاب اللّه است- براى تقويه بدعتها و ضلالت و گمراهى- فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ- پس اگر باطل صاف و و خالص باشد و آميخته بحقّ نباشد- لم يخف على المرتادين- پنهان نمىماند بطالبان حقّ- (توضيح- مقدّمات شبهه اگر همگى باطل باشد طالب حقّ بطلانش را دريابد (و فسادش پنهان نمىماند- و لو انّ الحقّ خلص من الباطل- و اگر حقّ صاف و جدا باشد از باطل و آميخته بباطل نباشد- انقطعت عنه السن المعاندين- منقطع مىشود از آن زبان عناد- كاران- (چه) در صورت صحّت مقدّمات نتيجه حق مىشود و اهل لجاج و عناد نمىشود و لكن يؤخذ من هذا ضغث- و لكن اخذ كرده مىشود قسمتى از باطل و من هذا ضغث فيمزجان- قسمتى از حقّ سپس ممزوج بيكديگر مىشود و باطل را بصورت حقّ ارائه مىدهند فهنا لك يستولى الشّيطان على اوليائه- پس در اين وقت امتزاج حقّ بباطل شيطان غالب و مسلّط مىشود بر دوستانش، و راه اغواء و اضلال گشاده مىشود، و اتباع هوا و آراء فاسده را بر ايشان آراسته پس سعيشان در ضلالت و اضلال وهمى پندارند كه نيكو كار شدند و ينجو الّذين سبقت لهم من اللّه الحسنى- و نجاة ميابد از آن بدعت و فتنهها كسانى كه توفيق الهى بر ايشان رهنما و عنايت سبحانى بر ايشان، حق و باطل را بر ايشان ظاهر نموده حقّرا در يافته و پيروى از آن كرده و از باطل در كنار ميشوند-
مصادر خطبه 50
اين خطبه شريفه را- قبل از- الشّريف الرّضى- برقى در- المحاسن- در كتاب- مصابيح الظلم- بسندش- از حسن بن على بن فضال از ابى جعفر (ع) روايت كرده- 2- كلينى ره- در (اصول الكافى- در باب- البدع و الرأى- و المقائيس- از حسين بن محمّد اشعرى- بسندش از ابى جعفر (ع) و ايضا- كلينى ره- در- روضة الكافى- 3- ابن واضح- در تاريخ ج 2- ص 136- و گفته (امام) بعد از تحكيم كه بكوفه برگشت خطابه خوانده پس حمد و ثناء خداوند فرمود:- ايّها النّاس- انّ اوّل وقوع الفتن- كه در بعض الفاظ اختلاف بسيط دارد- 4- توحيدى- در- البصاير و الدّرجات
)شرحنهجالبلاغه(مدرسوحيد)، ج 4 ، صفحهى 6-585 (