جدول اعراب خطبه 4 قسمت اول
اسناد اعراب از شرحنهجالبلاغه(مدرسوحيد)، ج 2 ، صفحهى 306 و 307
باء- بنا- سببيّه است- متعلّق است- باهتديتم- و تسنّمتم- عطف است باهتديتم- العلياء- منصوب است بمفعوليّت، باء- بنا انفجرتم- سببيّه است- انفجرتم- داخل شديد، بصباح، ابن ابى الحديد گفته:- افجرتم- افصح- است از انفجرتم- زيرا كه از معانى باب افعال صيرورة است بحالى- مثل- اغدّ البعير صار ذا غدّة- اجرب الرّجل- صار ذا جرب- افجرتم- صرتم ذوى فجر- و باب انفعال براى مطاوعه است مثل- كسرته فانكسر- و حطمته- فانحطم- و مطاوعه نمىشود مگر در چيزى كه اثرش ظاهر باشد- كسرته- فانكسر- و از اين است كه گفتهاند- انعدم- خطا است، عن السّرار- بمعنى مجاوزه است، و قر- مجهول است، و معلوم خوانده شده، سمع- نايب فاعل- است، و اگر معلوم خوانده شود- وقر- تقديرش وقر اللّه، جمله- واعيه- محلّ از اعراب ندارد، كيف- استفهاميه است- معنايش تعجّب- من- فاعل است به يراعى النباة- منصوب است بمفعوليّت- الصيّحه- فاعل- اصمّته، ربط جنان- جمله دعائيّه- ما زلت- فعل فاعل- عواقب القدر منصوب است بمفعوليّة- انتظر- حتّى- ابتدائيّه- جلباب الدّين- فاعل است به ستر- نى- مفعول است صدق النيّة- فاعل است به بصّر- نيكم- مفعول است به بصّر نى- مفعول اوّل كم- مفعول دوّم، اقمت- فعل فاعل- لكم- لام- وقايه- كم- مفعول، على- حرف جرّ- بمعنى استعلاء مجازى، حيث- زمانيّه- و محتمل است- مكانيّه باشد- اضافه شده به جمله تلتقون لا دليل- منصوب است- به لاء نافيه جنس- خبرش محذوف- و تحتفرون- عطف است به- تلتقون- و ممكن است جمله مستأنفه باشد- و لا تميهون- لا- نافيه،